گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
84
كورشنامه ( فارسى )
اين بود عهدنامهء بين دو متخاصم قديمى كه تا امروز بين كلدانيان و ارامنه پاىدار و محترم است ، پس از عقد اتحاد هردو قوم در ساختن قلعه و بارو صميمانه مساعدت كردند و مصالح و افزار لازم را به محل حمل كردند . چون شب فرارسيد ، كورش هردو طرف را به عنوان ياران موافق بر سر سفرهء خود دعوت كرد . در اثناى طعام خوردن در زير خيمهگاه يكى از كلدانيان گفت : « اين عهدنامه مورد پسند همهء مردم است ، اما كسانى كه عادت كردهاند رزق خود را از راهزنى تأمين نمايند ، تن به كشت و زرع زمين نخواهند داد چون در جنگ و گريز بار آمدهاند . آنها كارى ندارند جز اينكه راهزنى كنند يا مزدور كسانى از قبيل شاه هندىها ، كه مردى ثروتمند است ، يا آستياژ شوند . » كورش جواب داد : « چرا اجير ما نمىشوند ؟ من بيش از هركس به آنها خواهم داد . » همه اين رأى را پسنديدند و گفتند كه عدهاى به خدمت او خواهند آمد . اين بود قسمتى از گفتوگوى آن شب . كورش دريافت كه كلدانىها بارها رسولانى نزد هنديان اعزام مىدارند و نيز ديده بود كه نمايندهء هنديان به ماد آمده بود تا از وضع امور آگاه شود و از آنجا به اردوگاه دشمن رفت تا از ماجراى آن طرف نيز مستحضر شود . كورش مصمم شد از وضع هنديان نيز آگاه شود كه خود آنان چه مىكنند . لذا گفت : « اى ارامنه و كلدانيان ، من مىخواهم قاصدانى نزد شاه هنديان اعزام دارم ، آيا مىتوانيد چند راهنما همراهشان كنيد تا آنچه درنظر دارم از او دريافت كنم ؟ من مىخواهم تنخواه بيشترى در اختيار داشته باشم تا بر جيره و مواجب كسانى كه استحقاق دارند بيفزايم و پاداش و افتخارات رفقاى رزمى خود را كه لياقت نشان دادهاند بيشتر كنم . منظور من در ازدياد تنخواه اين است و بس . قاصدى كه از جانب من به كمك راهنمايان شما به ديدار شاههنديان مىرود اين پيام را به او خواهد داد : و از جانب كورش ، به تو ، اى شاه هنديان اعلام مىدارم كه ولىنعمتم احتياج به تنخواه دارد چون سپاه تازه از سمت پارس بايد برسد . اگر برحسب توانايى خود تنخواه لازم بفرستى به يارى خدايان پس از فيصلهء امور ، پاداش نيكى دريافت خواهى داشت ، شما هم قاصدان خود را آنچه مفيد مىدانيد بياموزيد كه بگويند . اگر وجوهى دريافت شد گشايش در كار ما صورت خواهد گرفت ، و چنانچه تنخواهى ارسال نداشت ، با او آنچه صلاح است خواهيم كرد . » اين بود گفتار كورش . اين سخن را به عمد به ميان آورد تا قاصدان ارمنى و كلدانى از ماوقع به تفصيل صحبت كنند و وضع امور را همهجا انتشار دهند و به اطلاع ديگران برسانند . پس از اين مقوله ، جملگى از خيمهگاه خارج شدند و به استراحت پرداختند .